راتاراتا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 1 روز سن داره

دنیای راتا

اولین روز رفتن راتا به مهد کودک

از امروز قراره روزی دو ساعت بری مهد تا هم بازی کنی و هم واسه خودت دوست پیدا کنی هر چند دلم یه خورده شور میزنه اخه همه میگن زوده بره مهد گناه داره ...ولی من به خاطر خودت میگم اخه منو بابایی وقت نداریم تو رو زیاد ببریم بیرون و من دوست ندارم تو حوصله ات تو خونه سر بره پس عزیزم مراقب خودت باش و بدون مامانی دلتنگته و خدا هیچ مادری رو از فرزندش دور نکنه.. عشق مامان تو هستی و دوست ندارم مثل مامانی احساس تنهایی کنی . دوستت دارم به اندازه همه دلتنگی هام . ...
12 ارديبهشت 1391

بابا علی و راتای دو ماهه

سلام پسر خوشگلم ....مامان میخواد از بابابزرگ برات بنویسه یعنی بابای بابا حسین .وقتی به دنیا اومدی بابا علی خیلی خوشحال شد وبا وجود مریض بودنش از راه دور برای دیدنت اومد و 300 متر زمین به اسمت کرد که دستش درد نکنه.... وقتی تو رو دید شاد شد وخدا رو به خاطر نعمتش شکر کرد و من وبابایی امیدواریم سایه اون و ننه بی بی سالیان سال بالای سرمون باشه .این هم عکس اون روزاست که تو دوماهت بود و با بابا بزرگت عکس انداختی ......ولی الان واسه خودت مرد شدی ماشالله ...
29 فروردين 1391

بابا علی و راتای دو ماهه

سلام پسر خوشگلم ....مامان میخواد از بابابزرگ برات بنویسه یعنی بابای بابا حسین .وقتی به دنیا اومدی بابا علی خیلی خوشحال شد وبا وجود مریض بودنش از راه دور برای دیدنت اومد و 300 متر زمین به اسمت کرد که دستش درد نکنه.... وقتی تو رو دید شاد شد وخدا رو به خاطر نعمتش شکر کرد و من وبابایی امیدواریم سایه اون و ننه بی بی سالیان سال بالای سرمون باشه .این هم عکس اون روزاست که تو دوماهت بود و با بابا بزرگت عکس انداختی ......ولی الان واسه خودت مرد شدی ماشالله ...
29 فروردين 1391