راتاراتا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره

دنیای راتا

دلتنگی های یک مادر

سلام گل پسرم.... امروز دلم خیلی گرفته، کاش بزرگ تر از این بودی که الان هستی دلم میخواد برات حرف بزنم، حرفهایی که هیچ کس ازش خبردار نشه.....       وجودم،   دلم میخواد فریاد بزنم تا گوش آسمون پاره بشه.                                      دلم میخواد ساعتها اشک بریزم،                        ...
14 آذر 1390

دلتنگی های یک مادر

سلام گل پسرم.... امروز دلم خیلی گرفته، کاش بزرگ تر از این بودی که الان هستی دلم میخواد برات حرف بزنم، حرفهایی که هیچ کس ازش خبردار نشه..... وجودم، دلم میخواد فریاد بزنم تا گوش آسمون پاره بشه. دلم میخواد ساعتها اشک بریزم، دلم میخواد افسوس روزهایی رو بخورم که باید می بودن ولی چه فایده، تو کوچکی و غرق در رویاهای شیرین خودت. چه خبر داری از جفای روزگار، ایکاش انسانها در دوران کودکی خود باقی می ماندند. ایکاش من هم با تو غرق در لحظات کودکی میشدم. لبخندت را دوست دارم، چرا که احساسم را جلا میدهد. تمامهست و بودم: چقدر سعی می کنم که ازحسم باخبر نشی ولی می فهمی از طرز نگاهم . آنوقت خودت را در آغوشم رها میکنی و ...
14 آذر 1390

چرا بی تابی میکنی ؟...مامان فدات شه

دوباره بی اشتها شدی عزیزم جز شیر هیچی نمیخوری خیلی نگرانتم بردمت دکتر برات ازمایش انگل نوشت خدا رو صد هزار شکر سالم بودی مامان فدای اون دستات بشه که وقتی دکتر آزمایشگاه خواست ازت خون بگیره گریه کردی و بابایی رو صدا زدی...بمیرم برات خلاصه فهمیدم که گل پسر من داره دندون نهمش در میاد که انقدر بی قراره و هی گوشهاشو میکشه مبارکههههههههههه عشق مامان زودتر خوب شو دارم دق میکنم وقتی غذا نمیخوری دلواپست میشم تموم زندگی من توهستی راتا جون وقتی به آب میگی ما یا به شیر میگی مم بابایی ذوق میکنه و ادات رو در میاره الان چند روزه که روی انگشتهای پات راه میری  و چه ماهرانه فدات بشم دوست دارم عزیزم ...
14 آذر 1390

چرا بی تابی میکنی ؟...مامان فدات شه

دوباره بی اشتها شدی عزیزم جز شیر هیچی نمیخوری خیلی نگرانتم بردمت دکتر برات ازمایش انگل نوشت خدا رو صد هزار شکر سالم بودی مامان فدای اون دستات بشه که وقتی دکتر آزمایشگاه خواست ازت خون بگیره گریه کردی و بابایی رو صدا زدی...بمیرم برات خلاصه فهمیدم که گل پسر من داره دندون نهمش در میاد که انقدر بی قراره و هی گوشهاشو میکشه مبارکههههههههههه عشق مامان زودتر خوب شو دارم دق میکنم وقتی غذا نمیخوری دلواپست میشم تموم زندگی من توهستی راتا جون وقتی به آب میگی ما یا به شیر میگی مم بابایی ذوق میکنه و ادات رو در میاره الان چند روزه که روی انگشتهای پات راه میری و چه ماهرانه فدات بشم دوست دارم عزیزم ...
14 آذر 1390

شیرخوارگان حسینی

به چه می نگری ای مرد.ای مسافر روزهای عاشقی. چه زیبا قد می کشد قامت کوچک تو.این روزها وقتی که نام حسین پیشانی بند تو می شود. عظمتی که نگاهت می یابد این لحظه را خلاصه خوبی هایی می کند که یاران آن سخت به یادگار سپرده اند سرباز کوچک و مسافر عاشق کاش یاور آن روزها می شدی ،روزهای دلتنگی ، روزهای تشنگی ، روزهای بی کسی . جرعه های محبت چشمانت سیراب  می کند سرزمین تفتیده عشق را. .   ...
14 آذر 1390

شیرخوارگان حسینی

به چه می نگری ای مرد.ای مسافر روزهای عاشقی. چه زیبا قد می کشد قامت کوچک تو.این روزها وقتی که نام حسین پیشانی بند تو می شود. عظمتی که نگاهت می یابد این لحظه را خلاصه خوبی هایی می کند که یاران آن سخت به یادگار سپرده اند سرباز کوچک و مسافر عاشق کاش یاور آن روزها می شدی ،روزهای دلتنگی ، روزهای تشنگی ، روزهای بی کسی . جرعه های محبت چشمانت سیراب می کند سرزمین تفتیده عشق را. . ...
14 آذر 1390

دوسال محرم با پسرم علی اکبر

هنگامی که همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، ندای غریبانه امام بلند شد: «هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ... هل من مغیث‏یرجوا الله باغاثتنا». :«آیا حمایت کننده‏ای هست تا از حرم رسولخدا صلی الله علیه و اله و سلم حمایت کند؟ آیا فریادرسی است که برای امید ثواب ما را یاری کند؟». وقتی که این ندا به گوش بانوان حرم رسید، صدای گریه و شیون آنها بلند شد، امام کنار خیمه آمد و به زینب سلام الله علیها فرمود: فرزند کوچکم را به من بده تا با او وداع کنم، کودک را گرفت، همین که خواست ببوسد حرمله تیری به سوی گلوی نازک او رها کرد، آن تیر به گلوی او اصابت نمود، و سرش را ذبح کرد. که در این باره سید حیدر...
6 آذر 1390

دوسال محرم با پسرم علی اکبر

هنگامی که همه یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، ندای غریبانه امام بلند شد: «هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ... هل من مغیث‏یرجوا الله باغاثتنا». :«آیا حمایت کننده‏ای هست تا از حرم رسولخدا صلی الله علیه و اله و سلم حمایت کند؟ آیا فریادرسی است که برای امید ثواب ما را یاری کند؟». وقتی که این ندا به گوش بانوان حرم رسید، صدای گریه و شیون آنها بلند شد، امام کنار خیمه آمد و به زینب سلام الله علیها فرمود: فرزند کوچکم را به من بده تا با او وداع کنم، کودک را گرفت، همین که خواست ببوسد حرمله تیری به سوی گلوی نازک او رها کرد، آن تیر به گلوی او اصابت نمود، و سرش را ذبح کرد. که در این باره سید حید...
6 آذر 1390

عیدت مبارک پسرم

  خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست عید غدیر مبارک . . . روز عید غدیر خم از شریف ترین اعیاد امت من است . . . پیامبر اکرم(ص) . . . نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد عید غدیر خم مبارک باد   عیدت مبارک پسر خوشگلم   روز عید، روز نگاه های مهرآمیز، لبخندهای دل انگیز و روز دل جویی های انسان دوستانه و خداپرستانه است. روز غم زدایی از دل های به درد نشسته، نگاه های به در بسته و جان های از اندوه خسته است. آیین اسلام نیز، فرهنگ هم دلی، هم سویی وفریاد رسی است و پیشوای...
23 آبان 1390

عیدت مبارک پسرم

خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست عید غدیر مبارک . . . روز عید غدیر خم از شریف ترین اعیاد امت من است . . . پیامبر اکرم(ص) . . . نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد عید غدیر خم مبارک باد عیدت مبارک پسر خوشگلم روز عید، روز نگاه های مهرآمیز، لبخندهای دل انگیز و روز دل جویی های انسان دوستانه و خداپرستانه است. روز غم زدایی از دل های به درد نشسته، نگاه های به در بسته و جان های از اندوه خسته است. آیین اسلام نیز، فرهنگ هم دلی، هم سویی وفریاد رسی است و پیشوای غدیر حضرت ع...
23 آبان 1390