راتاراتا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

دنیای راتا

سلام وروجک مامانی

1391/1/25 14:02
نویسنده : مامان لیلا
346 بازدید
اشتراک گذاری

دیگه کم کم داریم نزدیک میشیم به اون دورانی که باید همه چیز رو از سقف آویزون کرد .در همه کمدها و کابینت ها رو چسب زد و بالکل بی خیال خونه ی تمیز شدکلافه

وروجک

 

این روزها خیلی بیشتر به صدا و موسیقی حساس شده ای و خودت هم صداهای جدید و متفاوت در میاری که بیشتر از قبل شبیه حرف زدنه کلی هم داد و بیداد میکنی و هی صدای ذوق کردن از خودت در میکنی و جیغ میکشی اینقدر که به سرفه میفتی مخصوصا وقتی میخوای من عصبانی بشم نیشخندعصبانی

با آهنگ های مورد علاقه خودت میرقصی و وقتی جو میگیردت واسه خودت قیافه میگیری الهی مامان فدای اون لپ هات بشم که دلم میخواد بچلونمشون....

 

وروجک مامان

 

پیشرفت دایره ی لغات تا این ماه متفکر

گوبه (گربه)_گبه(گوجه)_پول_ما (آب)_ گاگا (آقا) _ جیش_ گا ( گاو) _ نونو _ توپ _با (بادکنک) _به به_ دا ( دایی) _ بابا _ ماس ( ماست) _ ماما_مامان_مامی_مایی_

علاقه هات ماچماچ

علاقه زیادی به ترکوندنه بادکنک داری .با علاقه ماشین بازی میکنی و باطری هاشو در میاری و دوباره میخوای که برات بزارن .قایم شدن تو کمد لباس و هر چی صدات میزنم جواب نمیدی . عروسکت رو بغل میکنی و راه میری و با احساس بوسش میکنی که من بعضی وقتها خیلی لجم میگیره . شمع برات روشن کنم وتو هی فوت کنی . جارو دستی کشیدن که الهی مامان فدای اون دستات بشه . خاموش روشن کردن تلویزیون . و موبایل خاله سمیه رو میزنی زمین تا باطری پشتش در بیاد و باهاش بازی کنی . سوییچ ماشین بابایی . گل یادم رفته بود گل خیلی دوست داری و گلی که بابا دو روز پیش واسه تولدم خریده بود از بس بوش کردی و چلوندی خرابش کردی ......خلاصه دیگه الان چیزی یادم نمیاد فعلا شب بخیر پسرم خوب بخواب  ومامانی خیلی دوستت داره و عاشقتهقلب

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

اصغری
18 بهمن 90 22:18
واقعا جالبه منم یه پسر دارم چندماهی از راتا بزرگتره ولی تمام این کارا را می کرد