راتاراتا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره

دنیای راتا

سلام وروجک مامانی

دیگه کم کم داریم نزدیک میشیم به اون دورانی که باید همه چیز رو از سقف آویزون کرد .در همه کمدها و کابینت ها رو چسب زد و بالکل بی خیال خونه ی تمیز شد   این روزها خیلی بیشتر به صدا و موسیقی حساس شده ای و خودت هم صداهای جدید و متفاوت در میاری که بیشتر از قبل شبیه حرف زدنه کلی هم داد و بیداد میکنی و هی صدای ذوق کردن از خودت در میکنی و جیغ میکشی اینقدر که به سرفه میفتی مخصوصا وقتی میخوای من عصبانی بشم با آهنگ های مورد علاقه خودت میرقصی و وقتی جو میگیردت واسه خودت قیافه میگیری الهی مامان فدای اون لپ هات بشم که دلم میخواد بچلونمشون....     پیشرفت دایره ی لغات تا این ماه گوبه ( گربه )_گبه(گوجه)_پول_م...
25 فروردين 1391

سلام وروجک مامانی

دیگه کم کم داریم نزدیک میشیم به اون دورانی که باید همه چیز رو از سقف آویزون کرد .در همه کمدها و کابینت ها رو چسب زد و بالکل بی خیال خونه ی تمیز شد این روزها خیلی بیشتر به صدا و موسیقی حساس شده ای و خودت هم صداهای جدید و متفاوت در میاری که بیشتر از قبل شبیه حرف زدنه کلی هم داد و بیداد میکنی و هی صدای ذوق کردن از خودت در میکنی و جیغ میکشی اینقدر که به سرفه میفتی مخصوصا وقتی میخوای من عصبانی بشم با آهنگ های مورد علاقه خودت میرقصی و وقتی جو میگیردت واسه خودت قیافه میگیری الهی مامان فدای اون لپ هات بشم که دلم میخواد بچلونمشون.... پیشرفت دایره ی لغات تا این ماه گوبه ( گربه )_گبه(گوجه)_پول_ما (آب)_ گ...
25 فروردين 1391

تولد شوهر خاله مامانی

تولد آقا عبدالله (شوهرخاله مامان) پانزده فروردین با هم رفتیم و خیلی خوش گذشت تو هم خیلی شلوغ کردی البته اولش یه خورده خجالت میکشیدی ولی بعدش الا ماشالله آتیش سوزوندی که نگو خاله بهاره خیلی دوستت داره ...این هم عکسهایی که با اقا عبدالله گرفتی که الهی مامان فدای اون خنده هات بشه ...
24 فروردين 1391

تولد شوهر خاله مامانی

تولد آقا عبدالله (شوهرخاله مامان) پانزده فروردین با هم رفتیم و خیلی خوش گذشت تو هم خیلی شلوغ کردی البته اولش یه خورده خجالت میکشیدی ولی بعدش الا ماشالله آتیش سوزوندی که نگو خاله بهاره خیلی دوستت داره ...این هم عکسهایی که با اقا عبدالله گرفتی که الهی مامان فدای اون خنده هات بشه ...
24 فروردين 1391

واکسن هجده ماهگی و کابوس

سلام دوستان ...خبر خوبم اینه که دیگه راتا جونم تا 6سالگی واکسن نداره . سه شنبه بهمن روزی بود که پسرم باید واکسن میزد ولی چون اداره بهداشت دوشنبه ها واکسن میزد با اجازه دکترش یک روز زودتر واکسنش رو زدیم آخه نمی خواستم تا هفته دیگه صبر کنم چون میترسیدم دوباره سرما بخوره و واکسنش عقب بیفته خلاصه از بابت واکسن تا 6سالگی خیالمون راحت شد هر چند تا امروز پسرم تب داشته و خوب نمیتونه راه بره .مامان برات بمیره که به روی خودت نمیاری راتای گلم امیدوارم همیشه سالم و شاداب باشی و هیچ وقت مریض نشی عزیز دلم .... خدا میدونه که مامانی اصلا دلش یک لحظه طاقت بیتابی و بی قراری تو رو نداره.خدای بزرگ ...خدای خوب و مهربون هیچ مادری رو بوسیله سلامت فرزندش ...
24 اسفند 1390

واکسن هجده ماهگی و کابوس

سلام دوستان ...خبر خوبم اینه که دیگه راتا جونم تا 6سالگی واکسن نداره . سه شنبه بهمن روزی بود که پسرم باید واکسن میزد ولی چون اداره بهداشت دوشنبه ها واکسن میزد با اجازه دکترش یک روز زودتر واکسنش رو زدیم آخه نمی خواستم تا هفته دیگه صبر کنم چون میترسیدم دوباره سرما بخوره و واکسنش عقب بیفته خلاصه از بابت واکسن تا 6سالگی خیالمون راحت شد هر چند تا امروز پسرم تب داشته و خوب نمیتونه راه بره .مامان برات بمیره که به روی خودت نمیاری راتای گلم امیدوارم همیشه سالم و شاداب باشی و هیچ وقت مریض نشی عزیز دلم .... خدا میدونه که مامانی اصلا دلش یک لحظه طاقت بیتابی و بی قراری تو رو نداره.خدای بزرگ ...خدای خوب و مهربون هیچ مادری رو بوسیله سلامت فرزند...
24 اسفند 1390