دنیای راتا
روزهای پرخاطره راتا جون
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : شنبه 22 آذر 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 6 مرتبه



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : پنجشنبه 20 آذر 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 6 مرتبه



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : يکشنبه 4 آبان 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 18 مرتبه



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : دوشنبه 21 مهر 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 23 مرتبه

گاه دلتنگ می شوم دلتنگتر از تمام دلتنگی ها

حسرت ها را میشمارم و باختن ها و صدای شکستن را ....نمی دانم من کدامین امید را نا امید کردم و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم ........که چنین دلتنگم خیلی دلتنگتم .



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : دوشنبه 31 شهريور 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 35 مرتبه

تشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویق

بهت افتخار می کنم



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : پنجشنبه 27 شهريور 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 47 مرتبه

هشت سال است که با همسری پاک تر از گل و زلالتر از آب زیر یک سقف زندگی میکنم و در کنار او خوشبختی را با تمام وجودم احساس کردم .او دقیقا همان نیمه گمشده من است که باید میامد تا من ..من بشوم و بدان با تمام وجودم دوستت دارم .

مرد ترین مرد زندگی من ..به خاطر تمام لحظات شادی که به منو پسرم بخشیدی سپاسگزاریم و تا ابدیت با تو خواهیم ماند ....و یک شب به یاد ماندنی و رمانتیکی را گذراندیم که خیلی خوش گذشت ..بوس



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : چهارشنبه 26 شهريور 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 40 مرتبه

دل است دیگر..عاشق می شود       بی قرار می شود       دلتنگ می شود

هنوز نرفته ای و من به اندازه هزاران سال دلتنگ چشمانت شده ام هنوز نرفته ای و من دیونه نبودنت شده ام .......دل است دیگر دوریت برایش مرگ است مرگ. کسی اینجا حال مرا نمی فهمد ولی امید زندگی من دلم میخواهد وقتی که بزرگ شدی تو بدانی من در این روزهای نبودنت چه کشیدم و می کشم ..دلم میخواهد حسرت چیزهایی رو که ندیدم با دیدن تو براورده شود .دلم می خواهد پاهای نداشته ام باشی تا با داشتن تو غمهای این همه سال یکجا نشستن از یادم برود .دلم میخواهد به آنهایی که با حرفهایشان و زخم زبونشان من را تحقیر میکنند ثابت کنی که من هم انسانم .من هم مادرم و پسری مثل تو دارم که روزی من را سربلند می کند و برایم مشت محکمی ست در برابر آدمهایی که بوی از انسانیت نبردند........دوست دارم پسرم وبدان که این شبها و روزهای بی کسی و بی هم زبونی رو فقط به امید دیدن خوشبختی تو با گوشت و خونم تحمل می کنم .......خیلی دوست دارم

درد داره ساعتها بشینی و به حرفهایی که هیچوقت قرار نیست بگی فکر کنی ...خیلی سخته .....همیشه حرف آخرم رو با بغض خوردم



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : چهارشنبه 26 شهريور 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 46 مرتبه

خدایا تو بگو با این دل پر درد چه کنم؟

غصه زندگیه خودمو بخورم .غصه تنهایی عزیز دلمو بخورم.غصه دوری از جگرگوشه ام رو بخورم و یا غصه....واقعا خداجون نمی دونم ...خداجون نمی تونم ...مرهمی که می خواهی بده با تمام وجودم خریدارم ولی غم فرزند را نده.هیچوفت نزار غصه خوردنش رو ببینم ...خواهش میکنم.گاهی اوقات احساس تنهایی سرتاسر وجودمو فرا می گیره و اون موقع سر در گم میشم .

خدایا ای خدای خوب و مهربانم این بنده حقیرتو یه نگاهی بکن که تمام چشم امیدش به تویه تنهاش نذاری .



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : سه شنبه 18 شهريور 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 7 مرتبه

قربون پسرم بشم که مثل همیشه منو سربلند کرد و تو مسابقه نفر اول مدال طلا گرفت و منو بابایی خیلی خوشحال شدیم و بهت افتخار میکنیم ......

تشویق تشویق تشویق تشویق تشویق



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
تاريخ : شنبه 15 شهريور 1393 | نویسنده : مامان لیلا
بازدید : 41 مرتبه

دلم گرفته....خیلی گرفته....دلم تنگه ....خیلی تنگه.....

عزیزم رو می خوام .قشنگترین ترانه زندگی ام رو می خوام .

خدا جون....به خدا من مادرم و دل مادر برای دیدن فرزندش خیلی کوچیکه.نمی تونه زیاد تحمل کنه.خودت اینجوری آفریدی و حالا...........

چطوری رو من حساب کردی که بتونم دوری پسرمو تحمل کنم؟

نکنه منو اشتباه گرفتی مهربونم.؟ تو که هیچ وقت منو تنها نذاشتی دیگه تحمل اینو ندارم که ازم دور باشه و همش نگرانش باشم .

خسته شدم از اینکه هر روز چند ساعت پسرمو می بینم و دارم کم میارم.

خدا جون فقط می خوام بغلش کنم و غرق بوسش کنم .شبها کنارم بخوابه و براش لالایی بخوانم و بوی تنش رو استشمام کنم وصبح با صدای مامانی گفتنش بیدار شم ........خدا جونم تو خودت اونو به من دادی وازت میخوام که تا دیر نشده اونو به من برگردون ومهر منو به دلش بنداز و خونمونو پر از شادی کن....میخواهمش



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
درباره وبلاگ

راتا عزیزم مینویسم باعشق برایت تا روزی که خودت بتونی این نوشته هارو تکمیل کنی ومجموعه ای شود به نام داستان زندگیت.وبدونی که خاله جون چقدر تورودوست داره

نويسندگان
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 57 نفر
بازديدهاي ديروز : 46 نفر
بازدید هفته قبل : 371 نفر
كل بازديدها : 63092 نفر
امکانات جانبی

مرجع کد آهنگ برای وبلاگ

*
*
*
*
*
*
*